سیستماتیک سوسمارهای

استان لرستان

 

 

چکیده ای از فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد

فرهنگ ترکی

دانشگاه رازی، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی

 

 

 

استفاده از مطالب این قسمت از پایان نامه با رفر نمودن  مجاز میباشد

(تصاویربرداشته شده اند و رفرنس نیز به دلیل استفاده های غیر مجاز درج نشده است

در صورت استفاده لطفا با امیل من مکاتبه نمایید)

farhang_torki@yahoo.com




 

2-1: بررسی ناحیه مطالعاتی

 

کلیاتی در مورد استان لرستان       

استان لرستان وسعتي حدود 28064 كيلو متر مربع دارد. این استان 7/1% مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است. مختصات جغرافيايي استان لرستان به شرح زير مي باشد:

34در جه و22دقيقه شمالي الی32درجه و37دقيقه شمالي و 50درجه و3دقيقه شرقي الي 46درجه و 15دقيقه شرقي.

لرستان سرزميني كوهستاني وهموار است كه رشته كوههاي زا گرس قسمت عمده آنرا در بر گرفته. کوه ها 56% مساحت استان لرستان را به خود اختصاص داده اند. مساحت دشتهاي استان حدود 462950 هكتار ميباشد .این استان بيش از 12دشت مهم دارد، كه دشت بزرگ كوهدشت با وسعت 39700 هكتار بزرگترين دشت استان در نيمه غربي ميباشد. ميانگين ساليانه بارش در اين استان بين 450 الي 500 ميلي متر مي باشد. در همه جاي استان اين ميانگين فرق ميكند به طو ريكه از نواحي شمالي به جنوبي ميانگين ساليانه بارش كاهش يافته.

وسعت جنگلهای استان حدود 885 هزار هكتار ميباشد، که بيش از 32% مساحت استان را فرا گرفته. آب و هواي اين استان در در عرض های جغرافیایی متفاوت میباشد.  به طوریکه از عرضهاي شمالي به جنوبي درجه حرارت افزایش یافته (شکل 2-3) ، همچنین رطوبت سالیانه محیط کاهش یافته.

همچنین از شمال استان لرستان به جنوب استان لرستان میانگین درصد رطوبت سالیانه كاهش يافته. همچنین افزايش درصد خشكي را از شمال استان به جنوب استان رخ داده.

 

2-2: مواد و روش كار         

برای مطالعه مذکور طی عملیاتهای فراوانی به نقاط مختلف استان لرستان سفر نموده. در هر سفر به صید کردن نمونه های سوسمار پرداخته. برای گرفتن نمونه ها روش های زیادی وجود دارد از جمله استفاده از تفنگ بادی. اما برای اجرای این پایا نامه من از این سلاح کشنده وحشتناک استفاده نکرده ام. بلکه با آرامش کامل و تکنیک های دیگر (که در عمل بایستی دیده شود، و متاسفانه نمیشود توضیح خوبی از آن اینجا داده شود، به همین دلیل از توضیح دادن روش خودداری نموده)، از جمله دنبال کردن برخی نمونه ها، استفاده از چوب با ملایمت کامل برای صید برخی گونه ها. همه نمونه ها به صورت زنده و بدون ضربه زدن به آنها گرفته شده اند. این موضوع از نظر اخلاق زیستی بسیار مهم میباشد و بایستی نمونه ها به صورتی صید نمود که آزاری به آنها نرسد و کمترین استرس را به جانور وارد نمود. اینجانب تا حدود بالای اخلاق زیستی را در اواویت قرار داده. در نظر گرفتن مسائل اخلاقی در نمونه گیری بسیار زحمت آور میباشد اما به محض عادت کردن به اصول اخلاقی این موضوع بسیار جالب و جذاب میگردد. چرا که در حین کار متوجه خیلی از رفتارهای نمونه ها میشویم. پس از صید نمونه ها  آنها را به محیط آزمایشگاه انتقال داده. در محیط آزمایشگاه مدتی نمونه ها در تله واریوم نگهداری میشوند و رفتار نمونه ها مورد بررسی قرار میگیرد، تا اطلاعاتی بیشتر در مورد رفتار گونه در محیط اسارت به دست آوریم. سپس رفتار نمونه در اسارت نسبت به محیط طبیعی مورد قیاس قرار میدهیم. پس از مدتی نمونه ها برای برسی تاکسونومیکی و دیگر مطالعات جانبی (از جمله مطالعات بافتی و مولکولی) بایستی به خوبی فیکس گردند. روش فیکس کردن به شرح زیر میباشد:

ابتدا با استفاده از کلفورم نمونه را بیهوش کرده، سپس نمونه با تزریق الکل 96 درجه یا فرمالین به داخل فضای سینه کشته خواهد شد. فرمالین 3.6% (که قبلا تهیه شده) را به نواحی مختلف بدن از جمله شکم، ران ها، بازو ها و غیره تزریق نموده. پس از تزریق کردن، سوسمار را روی یونولیتی گذاشته و به آن حالت میدهیم. پارچه ای آغشته به فرمالین روی نمونه گذاشته و نمونه همراه با یونولیت را در پلاستیک فریزر بسته بندی میکنیم و در یخچال میگذاریم. پس از مدتی (بستگی به اندازه و حجم نمونه دارد) نمونه را از پلاستیک بیرون آورده، پارچه را برداشته و نمونه را داخل شیشه ای حاوی فرمالین 3.6% میگذاریم. میتوانیم در این مرحله محلول را عوض نماییم، چگونه؟ ابتدا نمونه را با آب شستشو داده و نمونه را داخل ظرفی پر از آب میگذاریم تا فرمالین از بدن نمونه کاملا خارج گردد (زمان بستگی به حجم و اندازه نمونه دارد اما به طور میانگین 12 ساعت میباشد). پس از این مرحله ما میتوانیم نمونه را داخل الکل بگذاریم. لازم به ذکر است ما میتوانستیم از ابتدا نمونه را داخل الکل بگذاریم و از الکل استفاده نماییم. زمان صید هر نمونه بایستی شرایط زیست و دیگر فاکتورهای لازم از جمله تاریخ، رنگ نمونه، مکان نمونه گیری و غیره را یادداشت نماییم. این اطلاعات بایستی داخل دفترچه یاداشت نمونه ها ثبت گردد. برای راحتی کار به نمونه ها کد داده و خصوصیات هر نمونه را وارد کد مربوطه مینماییم. برای اینکه نتیجه زحمات فیلدی برای همیشه بماند نیاز است که محلول شیشه ای که نمونه فیکس شده در آن قرار دارد، هر چند مدت یکبار عوض نماییم (محلول تازه جایگزین محلوا قدیمی گردد).

نمونه های جمع آوری شده بایستی مورد بررسی تاکسونومیکی قرار گیرند بنابراین صفاتی را برای نمونه ها در نظر گرفته که مهم میباشند. برای اینکه از کشیدن جداول متعدد جلوگیری نماییم صفات مربوط به تمامی گونه ها رایکجا در زیر آورده ایم.

بنابراین ابتدا بايستي نمونه ها را از محلول فرمالين خارج كرده زير شير آب قرار داد تا فرمالين از روي پوست بدن شسته شود ، سپس به كمك كوليس و لوپ به مطالعه و بيومتري آنها مي پردازيم . در حين كار از كتب راهنما وكليدهاي تشخيص نيز استفاده گرديد .

 

 

 

2-3: نتايج

 

در استان لرستان 5 خانواده سوسمار شناسايي شده است كه به شرح زير ميباشند:

1-  خانواده Agamidae. از اين خانواده دو جنس Laudakia (با دو گونه : L. nupta, L. caucasia) و Trapelus (با يك گونه: T. lessonae) در استان لرستان پراكنده شده است.

2-  خانواده Lacertidae: از اين خانواده سه جنس به شرح زير پراكنده شده است:     جنس Lacerta (با يك گونه، L. media)، جنس Ophisops (با يك گونه، O. elegans) و جنس Timon (با يك گونه: T. princeps).

3-   خانواده Gekkonidae با جنس هاي زير در استان لرستان شناسايي گرديده.     جنس Cyrtopodion (با يك گونه، C. scabrum)، جنس Carinatogecko (با يك گونه، C. aspratilis)، جنس Asaccus (با يك گونه، A. elisae)، جنس Tropiocolotes (با يك گونه، T. helenae).

4-   خانواده Scincidae با سه جنس شامل: جنس Euprepis (با دو گونه، E. auratus, E. septemtaeniatus)، جنس Eutropis (با يك گونه، E. vittatus) و جنس Ablepharus  (با يك گونه: A. pannonicus) در استان لرستان پراكنده اند.

5-     خانواده Varanidae با يك گونه، Varanus griseus در استان لرستان پراكنده شده است.

به طور كلي در اين مطالعه 14 گونه سوسمار در استان لرستان شناسايي نموده. شرح هر كدام از تاكسون ها به صورت ذيل ميباشد:

 

2-3-1: خانواده آگاماها                                    Family Agamidae

 

2-3-1-1: گونه (Laudakia nupta – (DE FILIPI 1843

مترادف ها:

Agama nupta- DE FILIPI 1843
Stellio nuptus- BLANFORD 1876
Stellio carinatus- DUMRIL 1851
Agama nupta - BOULENGER 1885
? Agama flavicauda WERNER 1897
Agama nupta - SMITH 1935
Agama caucasica SCHMIDT 1939
Agama nupta nupta - MINTON 1966
Agama nupta nupta - WERMUTH 1967
Laudakia nupta - FRYNTA et al. 1997
Laudakia nupta - BARTS & WILMS 2003
Laudakia nupta fusca (BLANFORD 1876)
Stellio nuptus var. fuscus BLANFORD 1876
Agama nupta var. fusca - BOULENGER 1885
Agama nupta fusca - MINTON 1966
Agama nupta fusca - WERMUTH 1967
Laudakia fusca - KHAN (2004)

 

مورفولوژي:    سر سه گوش، دم به قطعات مجزا تقسيم شده، هر قطعه متشكل از بيش از دو حلقه از فلسها، معمولاً سه يا گاهي اوقات قطعه قطعه شدن نامشخص و غير مجزا است، تعداد فلسهاي دور بدن 122ـ81 عدد است، فلسهاي بزرگ قسمت مياني پشت تيغه دار و در 16 تا 22 رديف طولي مورب قرار دارند، يك چين عرضي پوستي در پس گردن دارند، و اغلب يك چين پوستي پشتي جانبي كه به خوبي توسعه يافته روي هر طرف بدن ديده مي شود. گاهي اوقات نرها علاوه بر داشتن فلسهاي پينه بسته بر روي قسمت ميان شكم و بالاي كلواك در كف دست و پاها هم اين فلسها را دارند ، طول دم بيش از دو برابر طول چين گلويي تا شكم است. همي پنيس اين تاكسون سياه رنگ و حالت غنچه اي-قرينه دارد.

الگوي بدني: الگوي بدني در تمامي نمونه هاي مشاهده و صيد شده يكسان ميباشد، و تفاوت در تغييرپذيري رنگ اين تاكسون ميباشد. معمولا انتهاي دم اين تاكسون سياه ميباشد.

زيستگاه: اين تاكسون در مناطق كوهستاني فاقد جنگل زيست ميكند. این گونه در ارتفاعات مختلف کوه ها پراکنده شده اند. اما بيشترين تراكم جمعيتي اين تاكسون در كوهپايه ها ميباشد (قارزی و ترکی 81).

همپوشاني زيستگاهي: گونه هاي خزنده اي كه داراي همپوشاني زيستگاهي با این گونه میباشند در نواحي كوهستاني فاقد جنگل پراکنده شده اند. این گونه ها شاملLaudakia caucasia, Trapelus lessonae, Carinatogeko aspertalis, Cyrtopodion scaber, Ablepharous pannonicus, Lacerta media  . اكثر تاكسون هاي مار با اين گونه همپوشاني زیستگاهی دارند: Malpolon monospesulanous, Rhynchocalamus melanocephalus, Eirenis collaris, Psammophis schokari, Telescopus tessellates, Typhlops vermicularis .

رفتار: براي فرار از دست دشمن به پناهگاه خود در شكاف سنگ هايا زير سنگهاي بزگ پناه ميبرند. بر اساس مشاهدات صورت گرفته این گونه در تابستان در اواسط روز به طور كامل وارد پناهگاه نمي شود اين در حالي است كه در اوايل بهار و اواخر تابستان تاكسون كاملا وارد پناهگاه خود شده(قارزی و ترکی 81). از طرفی دیگر فرار کردن این گونه به داخل پناهگاه در اواسط روز شبیه تابستان میباشد و کامل وارد پناهگاه میشود ولی در اوایل صبح و نزدیک غروب این حالت کامل نمیباشد (قارزی و ترکی 81). در پناهگاه معمولا دو يا چند نمونه از اين تاكسون وجود دارد. این گونه براي آفتاب گيري صبح ها روي تخته سنگي خود را دراز كرده، در اواسط روز نيز آفتابگيري را انجام داده ولي حالت دراز كشيده ندارند و روي دست و پاي خود مي ايستند. رنگ تاكسون در زمان هاي مختلف سال فرق ميكند. به طوريكه پس از زمستانخوابي اكثرا رنگی تيره دارند. اين حالت قبل از زمستانخوابي ديده ميشود، اما در بقيه ماه ها تنوع رنگ زياد میباشد. اين تاكسون در طول روز رنگ هاي متنوعي دارد به طوريكه در اوايل صبح و غروب رنگ بدن تيره ميباشد اما در ظهر رنگ سبز مات را به خود گرفته. رنگ هاي ديگري كه ميتوان اين گونه را مشاهده نمود شامل: خاكستري، قهوه اي روشن،  يا قهوه اي تيره، زرد كمرنگ، سبز مايل به سياه، سبز زيتوني، سبز مات. در هنگام صيد نمونه رنگ تاكسون تغيير پيدا كرده اين حالت در اثر استرس ميباشد، معمولا رنگ روشن و قشنگ تبديل به رنگ كدر ميگردد.

شكارگران: مارهايي از جمله Malpolon monospesolanus و Telescopus tessellates از ماهرترين صيادان اين تاكسون ميباشند.

تغذيه: بر اساس مشاهدات در طبيعت، فضله و محتويات شكم بيشترين رژيم غذايي تاكسون را مورچه هاي سياه تشكيل ميدهد. اما از ديگر حشرات نيز تغذيه ميكنند.

پراكنش جهاني (Ananjeva, N.B. & Tuniev 1994): شرق عراق، ايران، افقانستان و پاكستان.

تراتايپ تاكسون در پرپوليس (شيراز) ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: كوههاي جنوب و جنوب غرب فلات ايران و اساساً روي سراشيبي هاي خارجي كوههاي زاگرس پراكنده شده است (Anderson 1999). اما رستگار-پوياني طي نمونه برداري كه در سال 1996 از قسمتهاي مركزي و جنوب مركزي فلات ايران داشت، نمونه هايي را از نواحي مركز و شرق مركز جمع آوري كرد و به نظر مي رسد كه اين گونه پراكنشي ممتد به طرف بيشتر قسمتهاي فلات ايران داشته باشد.

پراكنش در لرستان: در اكثر نقاط استان لرستان در نواحي بدون جنگل ميتوان تاكسون را مشاهده نمود.

 

2-3-1-2: گونه (Laudakia caucasia – (EICHWALD 1831

مترادف ها:

Stellio caucasicus EICHWALD 1831
Stellio caucasius EICHWALD 1831
Stellio caucasicus - DE FILIPPI 1867
Stellio persicus ANDERSON 1872
Agama caucasica - BOULENGER 1885
Agama reticulata NIKOLSKY 1912
Agama caucasica - SMITH 1935
Agama caucasica - LEVITON 1959
Agama caucasica - THIEME 1980
Stellio caucasius - ANANJEVA et al. 1988
Stellio caucasius - ENGELMANN et al 1993
Laudakia caucasicus - BAIG & BHME 1995
Laudakia caucasicus - DAS 1996
Laudakia caucasia - MANTHEY & SCHUSTER 1999

 

مورفولوژي: دم به قطعات مجزايي تقسيم شده، هر قطعه متشكل از 2 حلقه فلس است و طول آن كمتر از دو برابر طول بدن ، فلسهاي گلويي صاف، فلسهاي Occipital خيلي بزرگ نشده، سوراخ گوش بزرگتر از چشم نيست و سطحي است، تعداد فلسهاي دور قسمت مياني بدن 120-185 عدد، فلسهاي بالاي سر صاف، ناحيه پشتي مياني داراي 11-7 رديف طولي از فلسهاي نسبتاً تيغه دار و بزرگ، نرها داراي فلسهاي پينه بسته در قسمت مياني شكم و بالاي كلواك و گاهي اوقات در كف دستها و پاها نيز اين فلسهاي مشاهده مي شوند. دم خاصيت خود بري دارد.

زيستگاه: زيستگاه گونه كوهستاني بدون جنگل، صخره اي و با پوششي از گون و گياهان علوفه اي ميباشد. 

همپوشاني زيستگاهي: همپوشاني اين تاكسون همانند Laudakia nupta بوده. اما تراكم جمعيتي L. caucasia در ارتفاعات بالاتر از L. nupta ميباشد. بالاتر قرار گرفتن زیستگاه L. caucasia نسبت به L. nupta در اثز انتخاب زیستگاهی میباشد (حیدری و همکاران 1385).     

رفتار: رفتار اين تاكسون تقريبا شبيه L. nupta ميباشد اما كمي خشن ميباشد. در هنگام صيد نمونه بر خلاف L. nupta با دم خود ضربه هايي را به دست مي زند. به دلیل پولکهای تغییر شکل یافته در ناحیه دم (که به صورت نوک تیز میباشند) ضربه های وارد شده به دست باعث آزار صیاد میگردد. آفتابگيري شبيه L. nupta  ميباشد.  

شكارگران: شكارگران L. nupta شكارگران اين تاكسون ميباشند. 

تغذيه: تغذيه نيز شبيه L. nupta ميباشد، اما بر اساس مشاهدات صورت گرفته نسبت به L. nupta كمتر از مورچه تغذيه نموده.

پراكنش جهاني(Ananjeva & Tuniev, 1994) :

آذرباييجان، ارمنستان، شرق و جنوب گرجستان، داغستان، قفقاز، تركمنستان، تاجيكستان، شرق تركيه، عراق، ايران، افقانستان، شمال غرب پاسكستان و هند.

تراتايپ تاكسون باكو (آذرباييجان) ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: رشته كوه البرز كشيده به شرق (كپه داغ) و كشيده به غرب (زاگرس شمالي و مركزي و به طرف شمال فلات ايران، قفقاز).

پراكنش در لرستان: اين تاكسون در شمال استان لرستان در شهرستان دلفان پراكنده شده است.

 

2-3-1-3: گونه Trapelus lessonae – (DE FILIPPI 1865)

مترداف ها:

Agama lessonae- DE FILIPPI 1865
Agama ruderata- OLIVIER 1804
Agama ruderata- BOULENGER 1885
Agama mutabilis- (MERREM 1820)
Agama ruderata- WERMUTH 1967
Trapelus ruderatus- ENGELMANN et al 1993
Trapelus lessonae- RASTEGAR-POUYANI 2000

 

مورفولوژي: منفذ بيني در بخش جلويي چشم قرار گرفته. فلس هاي پشتي ناهمگن و اندازه هاي متنوعي دارند. اطراف عريض قسمت بدن حدود 85 الي 115 فلس دارد. سطح بالايي ران با تعدادي از فلس هاي بزرگ كه در ميان فلسهاي كوچك قرار گرفته پوشيده شده است. فلس هاي پينه اي پيش مخرجي در 2 يا 3 رديف قرار گرفته اند. فلس هاي دمي به طور مايل ميباشند. دم فاقد خاصيت خود بري.

الگوي بدني: ناحيه گلو در ماده ها صورتي رنگ و در نر ها خاكستري تيره است. داراي نوارهاي طولي كدري ميباشد. سطح شكمي صاف و رنگي مات دارد.

زيستگاه: اين تاكسون در نواحي كوهستاني بدون جنگل و نواحي دشتي زيست ميكند.

همپوشاني زيستگاهي: بيشترين همپوشاني را با Laudakia nupta و Laudakia caucasia دارد. مارهاي مهم كه داراي همپوشاي زيستگاهي با اين تاكسون ميباشند Malpolon monospesolanus, Psammophis schokasri, Telescopus tessellates ميباشد.

رفتار: اين تاكسون تقريبا حالت گيج مانندي دارد و به راحتي ميتوان نمونه هاي فراواني از آن را جمع آوري نمود. در اكثر موراد هنگام صيد حالت دفاعي گرفته و با بردن دست جلوي نمونه دهان خود را براي گاز گرفتن باز مينمايد. اما برای فرار از دست دشمن همانند بقیه تاکسون ها لابلای سنگ ها پنهان میشود.

این تاکسون در برخی محیط ها همرنگ محیط میباشد و تشخیص نمونه در نگاه اول مشکل میباشد. برای مثال همرنگی با محیط خاک.

شكارگران: سه گونه مار ذكر شده (در همپوشاني زيستگاهي) مهمترين دشمنان خزنده اين تاكسون در نقاط پراكنش ميباشند.

تغذيه: بيشتر از بندپايان تغذيه نموده.

پراكنش جهاني: اين گونه عمدتا در فلات ايران پراكنده شده است و تراتايپ آن در اصفهان ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون در  برخي نواحي شمال و شمال غربي در امتداد زاگرس تا زاگرس جنوبي پراكنده شده است. اين تاكسون را گونه فلات ايران مي نامند.

پراكنش در لرستان: در اكثر نقاط استان لرستان در نواحي كوهستاني فاقد جنگل و نواحي دشتي (تا حدودی) ديده ميشوند.


 

2-3-2: خانواده سوسمارهاي ديواري                          Family: Lacertidae

 

2-3-2-1: گونه Lacerta media – (LANTZ & CYRÉN 1920)

Lacerta viridis media - LANTZ & CYRÉN 1920
Lacerta trilineata media- MÜLLER 1939
Lacerta viridis- KHALAF 1961
Lacerta media media- SCHMIDTLER 1986
Lacerta trilineata media- LANTZ & CYREN 1920 (fide KHALIKOV, pers. comm)
Lacerta trilineata media - ENGELMANN et al. (1993)
Lacerta media - FU & MURPHY 1997
Lacerta media media LANTZ & CYRÉN 1920
Lacerta media media - ROITBERG et al. 2000
Lacerta media israelica- PETERS 1964
Lacerta trilineata israelica- PETERS 1964
Lacerta trilineata israelica - ESTERBAUER 1985
Lacerta media israelica - BAUER & GÜNTHER 1995

 

مورفولوژي: داراي دو پولك پشت بيني، يك پولك گونه اي، چهار عدد پولك لب بالا، فاقد فلس گيجگاهي مركزي، داراي 5 تا 7 رديف پولك در سطح شكمي، منافذ راني به زانو نمي رسند، داراي 20 تا 28 عدد پولك در زير چهارمين انگشت پا.

الگوي بدني: اين تاكسون در طول زندگي خود تنوع بالايي در الگوي بدني از نشان مي دهد. زمان بيرون آمدن از تخم سه خط طولي سبز روشن در زمينه سبز كدر دارند، با رشد گونه خطوط طولي حالت سبز كدر گرفته. با رشد بیشتر خط طولي در وسط سطح پشتي تقريبا همرنگ زمينه سطح پشتي میشود و دو خط كناري در ابتداي گردن به صورت خالهاي تقريبا ممتد در می آید. اما خال هاي شكسته به نيمه بدن نمي رسند. زمانی که رشد گونه به حداکثر رسید خطوط طولي كاملا از بين رفته و رنگ بدن به طور شديدي تغيير نموده، به طوريكه رنگ بدن نمونه هاي بالغ سبز روشن يكدست ممیباشد.

زيستگاه: در كنار رودخانه ها، نهرها و چشمه هاي بزرگ زيست ميكند. در نواحي دشتي نمونه اي از اين گونه مشاهده نشده. زيستگاه تاكسون نواحي كوهستاني فاقد جنگل يا واجد جنگل ميباشد، اما بيشتر آنها را ميتوان در كوهپايه ها مشاهده نمود. لانه اين تاكسون در مناطق فاقد سنگ،  سوراخ هاي زير زميني ميباشد، اما در كوهپايه ها و مكان هايي كه سنك بزرك دارند زير سنگ پنهان گشته. بررسيهاي بيشتر در زير سنگ ها نشان داد، تاكسون سوراخ زير زميني در زير سنگ دارند. این موضوع نشان می دهد که این تاکسون زیر خاک را به زیر سنگ ترجیح میدهد. این حالت دقیقا برعکس گونه های خانواده آگامیده میباشد.

همپوشاني زيستگاهي:  در مكان زيست اين تاكسون ديگر تاكسون هاي سوسمار از قبيل:

 Laudakia nupta, Laudakia caucasia, Trapelus lessonae, Mabuya aurata, Ablepharus pannonicus,   واجد زيستگاه هستند، مارهايي همپوشان نيز شامل:

 Natrix tessellata, Rhynchocalamus melanocephalus,

 Eirenis colaris, Malpolon monospesolanou,  . در زيستگاه اين تاكسون دو گونه لاكپشت:  زيست ميكنند

رفتار: در اواسط روز جلوي نور خورشيد قرارگرفته (در نواحي مرطوب ذكر شده). هنگام روبرو شدن با نمونه هاي جوان رفتار تندي را نشان نداده، اما در نمونه هاي بالغ براي دفاع زبان نيش مانند خو را با فركانس بالايي بيرون آورده و صداي "هيس هيس" شديدي از خود در می آورند. بهترين روش براي صيد نمونه حمله ناگهاني از پشت سر است.

شكارگران: مار آبي Natrix tessellata بزرگترين خطر براي نمونه هاي جوان ميباشد. اما تاكسون هاي ديگر مار موجود در زيستگاه همچون  Malpolon monospesolanous نيز خطرناك ميباشد.

تغذيه: حشرات(بيشتر از حشراتي كه پوشش بدني نرم دارند تغذيه نموده). دیگر بندپایانی که زیستگاهی مشترک با نمونه دارند مانند برخی حشرات که کناره های  رودخانه را بر جاهای دیگر ترجیح میدهند.

اين تاكسون داراي 5 زير گونه به شرح زير ميباشد:

 

Lacerta media ciliciensis- SCHMIDTLER, 1975
Lacerta media isaurica- SCHMIDTLER, 1975
Lacerta media israelica- PETERS, 1964
Lacerta media media- LANTZ & CYRÉN, 1920
Lacerta media wolterstorffi- MERTENS, 1922

 

پراكنش جهاني: شمال و شرق گرجستان، ارمنستان، آذرباييجان، ايران، تركيه، شرق تركيه، شمال اسرائيل، شمال غربي اردن، شمال غربي سوريه، لبنان، جنوب روسيه.

تراتايپ تاكسون در تفليس ميباشد (MERTENS & MÜLLER 1940).

پراكنش برخي زير گونه ها:

زير گونه Lacerta media isaurica: مركز و جنوب تركيه

زير گونه Lacerta media ciliciensis: جنوب شرفي تركيه

زير گونه Lacerta media wolterstorffi: جنوب غربي تركيه

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون در شمال غرب و غرب ايران و تا حدودي در نواحي جنوب غربي ايران پراكنده شده است(Anderson, 1999). در نواحي خشك و صحرايي اين گونه فاقد پراكندگي ميباشد.

پراكنش در لرستان: در استان لرستان زير گونه Lacerta media media ، در شهرستانهاي سلسله و دلفان پراكنده شده است.

 

2-3-2-2: گونه  Timon princeps – (BLANFORD 1874)

مترادف ها

Lacerta princeps BLANFORD 1874
Lacerta princeps - FRYNTA et al. 1997
Timon princeps - MAYER & BISCHOFF 1996
Timon princeps kurdistanica SUCHOW, 1936
Timon princeps kurdistanica - BISCHOFF 2005

اين تاکسون دارای دو زيرگونه به شرح زير ميباشد:

Timon princeps kurdistanica SUCHOW, 1936
Timon princeps princeps BLANFORD, 1874

 

مورفولوژي:

سطح شکمی حدود15 صفحه دارد. الگوی بدنی در نمونه های بالغ یکدست قهوه ای میباشد. اما نمونه های زیر بالغ متفاوت میباشد و توصیف آن به شرح زیر میباشد: دم واجد حلقه هایی است، رنگ این حلقه ها به طور یک در میان قهوه ای و سبز روشن است. خال های سفید رنگی در کناره های بدن دارند. لکه های سفید در کناره های دست و پا وجود دارند. سطح شکمی کرمی مایل به سبز. واجد خال های قهوه ای در پشت، دست و پا.  طول دم در نمونههای دیده شده و جمع آوری شده بیشتر از طول بدن میباشد.

الگوي بدني: متاسفانه در طي بررسي تقريبا طولاني هنوز موفق به صيد نمونه تاز از تخم بيرون آمده نشده. اما در نمونه های بالغ الگوی نقش و نگار واضحی وجود نداشته، بدن يکدست و رنگ قهوه ای سوخته روشن دارد. در نمونه های زير بالغ خالهای تيره با پيرامونی روشن در ناحيه گردن، اندام جلویی و تا حدودی اندام عقبی وجود دارد (شکل ابتدای توصیف گونه).

زيستگاه: در نواحی کوهستانی جنگلی نيمه بسته بلوط شهرستان خرم آباد ميباشد. تراکم جمعيتی نمونه ها در کوهپايه ها بيشتر ميباشد. یعنی میتوان نمونه های بیشتری را در کوه پایه ها دید.  

همپوشاني زيستگاهي:  گونه هاي سوسمار  همچون Ophisops eleganas, Mabuya aurata Tropiocolotes helenae,  .

رفتار: اين تاکسون حرکت سريعی دارد و زير خاشاک، برگ های کنار درختان، و زير سنگ های کوچک پنهان میشود. گرفتن اين تاکسون تقريبا مشکل ميباشد.

شكارگران: با توجه به سیمپاتریک بودن با Macrovipera lebetina  احتمالا اين تاکسون بيشتر شکارگر مهمی محسوب گردد. علاوه بر اين افعی، مار Malpolon monospesulanus شکارگر مهمی برای اين تاکسون محسوب میشود.

تغذيه: بر اساس مشاهدات فضله، و مشاهدات مستقيم از تغذيه، عمده تغذيه اين تاکسون از حشرات تغذيه ميباشد.

پراكنش جهاني: جنوب غربی ايران، جنوب شرقی ترکيه، شمال شرقی سوريه و شمال عراق.

پراكنش در فلات ايران: رشته کوه های زاگرس مرکزی به طرف منطقه شيراز.

پراكنش در لرستان: در استان لرستان در سفيد کوه، هشتادپهلو در شهرستان خرم آباد به طرف پلدختر پراکنده شده است.

2-3-2-3: گونه Ophisops elegans- MÉNÉTRIÉS 1832
مترادف ها:

Ophisops elegans- MÉNÉTRIÉS 1832
Amystes ehrenbergi- WIEGMANN 1835
Ophisops elegans - DUMÉRIL & BIBRON 1839
Gymnops meizolepis- STOLICZKA 1872
Ophiops elegans var. mizolepis - BOULENGER 1921
Ophisops elegans elegans - SMITH 1935
Ophisops blanfordi- SCHMIDT 1939
Ohisops [sic] elegans- KHALAF 1961
Ophisops elegans - ENGELMANN et al 1993
Ophisops elegans - SCHLEICH, KÄSTLE & KABISCH 1996
Ophisops elegans ehrenbergii (WIEGMANN 1835)
Amystes Ehrenbergii WIEGMANN 1835
Ophisops elegans ehrenbergii - BISCHOFF 1991
Ophisops elegans macrodactylus BERTHOLD 1842
Ophisops elegans macrodactylus - ÇEVIK 1999
Ophisops elegans schlueteri BOETTGER 1880
Ophisops elegans schlueteri - ESTERBAUER 1985

 

مورفولوژي: سر نسبتا باريك، پولكهاي روي سر صاف، سوراخ بيني جانبي، داراي دو عدد فلس فلس پشت بيني، نمونه هاي نر شكاف كلواك عريضتري از نمونه هاي ماده دارند. در نواحی جنگلی و ارتفاعات نواحی کوهستانی فاقد جنگل رنگ نمونه ها تيره تر از نمونه های نواحی دشتی ميباشد.

زيستگاه:اين تاکسون در بيوم های متنوعی از جمله کوهستانی واجد جنگل، کوهستانی فاقد جنگل و نواحی دشتی ديده میشود.  

همپوشاني زيستگاهي: به دلیل پراکندگی بالا در محیط های متنوع با اکثر تاکسون های خزنده همپوشانی زيسگاهی دارد.    

رفتار: اين تاکسون حرکتی سريع داشته و در هنگام خطر به شکاف سنگها، سوراخ های زير زمينی ويا زير بوته های گياهان پناه برده. در نواحی جنگلی با خش خش نمودن روی برگ ها ميتوان نمونه را پیدا کرد.

شكارگران: اکثر گونه های بزرگ خانواده کلوبريده، و افعی ها از اين تاکسون به عنوان رژيم غذايی استفاده نموده.

تغذيه: اين تاکسون بيشتر حشره خوار ميباشد و از مورچه های قرمز کوچک نيز تغذيه میکند.

اين تاكسون داراي زير گونه به شرح زير ميباشد (Bischoff  1974; Olgun et al, 1999; Anderson, 1999 )

 Ophisops elegans basoglui BARAN & BUDAK 1978
Ophisops elegans blanfordi SCHMIDT 1939
Ophisops elegans centralanatoliae BODENHEIMER 1944
Ophisops elegans ehrenbergii (WIEGMANN 1835)
Ophisops elegans elegans MÉNÉTRIÉS 1832
Ophisops elegans macrodactylus BERTHOLD 1842
Ophisops elegans persicus BOULENGER 1918
Ophisops elegans schlueteri BOETTGER 1880

پراكنش جهاني: شرق گرجستان، ارمنستان، آذرباييجان، جنوب شرقي بلغارستان، شمال غربي يونان، جزيره قبرس، تركيه، الجزيره، ليبي، مصر، غرب سوريه، لبنان، اسرائيل، غرب اردن، عراق، شمال پاكستان، شمال غربي هند و ايران. (Tok et al 1997; Anderson, 1999)

تراتايپ اين تاكسون در باكو (آذرباييجان) ميباشد.

پراكنش برخي زير گونه ها:

زير گونه Ophisops elegans basoglui: جنوب فلات آناتولي

زير گونه Ophisops elegans centralanatoliae: مركز فلات آناتوليا

زير گونه Ophisops elegans ehrenbergii: شمال شرقي يونان

زير گونه Ophisops elegans macrodactylus: شمال شرقي يونان

پراكنش در فلات ايران: در اکثر نواحی فلات ايران اين تاکسون پراکنده شده است، اما بيشترين پراکنش اين تاکسون در زاگرس ميباشد.

پراكنش در لرستان: در تمامی نقاط استان لرستان که سفر نموده اين گونه مشاهده شده است.

 

 

 

2-3-3: خانواده جكوها                   Family: Gekkonidae

از خانواده جكوها جنس هاي  Asaccus, Cyrtopodion, Tropiocolotesو Carinatogecko در استان لرستان پراكنده شده اند. از هر جنس يك گونه شناخته شده است. كه در زير به بررسي هر كدام از آنها ميپردازيم.

لازم به ذكر است كه اطلاعات مربوط به تاكسون هاي جكوها شبانه تهيه شده است. چرا كه در شب ميتوان نمونه هاي فراواني را مشاهده نمود. ذكر اين نكته بسيار اهميت دارد كه در بررسي فعاليت جكوها شبهاي زيادي در مكان هاي پراكنش به تنهايي به سر برده.

 

2-3-3-1: گونه  (WERNER, 1895) Asaccus elisae

مترادف ها:

Phyllodactylus elisae WERNER 1895                              
Phyllodactylus eugeniae NIKOLSKY 1907
Phyllodactylus eliasae - HAAS [sic] 1952
Phyllodactylus ingae EISELT 1973
Asaccus elisae - DIXON & ANDERSON 1973
Asacus [sic] elisae - BARAN & GRUBER 1982
Asaccus elisae - KLUGE 1993
Asaccus elisae – R
USLER 1995

 

مورفولوژي: توبركول هاي سطح پشتي بزرگ میباشند، و حدودا دارای 10 رديف توبرکول میباشند. همچنین توبركولها سطح پشتي به طرف ناحیه سر، سطح پشتي بازوها و دم كشيده شده اند.  انتهاي انگشتان مثلثي شكل و پهني است. انتهای مثلثی شکل انگشتان وسيله جالبي براي حركت روي صخره ها ميباشد. دو جفت عقب منتال دارند.

الگوي بدني: توبركولهاي سطح پشتي به رنگهاي قشنگي همچون نارنجي و قهوهاي ديده ميشوند. البته با توجه به زمان مشاهده نيز رنگ توبركولها و زمينه سطح پشتي فرق ميكند. در اوايل صبح رنگ روشنتري نسبت به شب و غروب دارند.

زيستگاه: زيستگاه اين تاكسون در نواحي جنگلي بين خرم آباد و پلدختر ميباشد.

همپوشاني زيستگاهي: همپوشاني زيستگاهي با Tropiocolotes helenae  و Cyrtopodion scabrum دارد.

رفتار: شب زي ميباشد و ميتوان نمونه هاي فراواني را از اين تاكسون هنگام غروب آفتاب و يا بهتر در اوايل صبح جمع آوري نمود.

شكارگران: برخي عقرب ها همچون Buthotus schach و Buthotus saulcyi كه در زيستگاه تاكسون داراي پراكنش فراواني هستند از صیادان مهم اين تاكسون محسوب ميشوند. بارها مشاهده شده است كه جكوي هاي شب فعال را نيش زده و زنده زنده ميخورند.

تغذيه: اين تاكسون به دليل شب زي بودن از حشراتي كه در شب پرواز ميكنند تغذيه مينمايد.

پراكنش جهاني: جنوب تركيه، شرق عراق، جنوب غربي ايران، شمال شرقي سوريه.

تراتايپ تاكسون در نينوا نزديك موصل ميباشد (Dixon & Anderson 1973; Rastegar-Pouyani, 1996, Anderson, 1999)
پراكنش در فلات ايران: جنوب غربي ايران كشيده به طرف غرب ايران.

پراكنش در لرستان: در استان لرستان بين خرم آباد و پلدختر پراکنده شده است.

اين تاكسون فاقد زير گونه است.

2-3-3-3: گونه Cyrtopodion scabrum- (HEYDEN 1827)

مترادف ها:

Stenodactylus scaber- HEYDEN 1827
Gymnodactylus scaber- DUM
ةRIL & BIBRON 1836

Gymnodactylus scaber- MURRAY 1884

Cyrtodactylus scaber- UNDERWOOD 1954
Gymnodactylus scaber- LEVITON 1959
Gymnodactylus (Cyrtodactylus) scaber - WERMUTH 1965

Tenuidactylus scaber- SZCZERBAK & GOLUBEV 1986
Cyrtopodion scaber- KLUGE 1985
Cyrtopodion scabrum- CONANT & COLLINS 1991
Cyrtopodion scaber- RSLER 2000

Cyrtopodion scabrum- CROTHER 2000
Cyrtopodion scabrum- KHAN 2003

جكوي دم خشن

مورفولوژي: برخي پولكهاي سطح پشتي بزرگ و برجسته ميباشد، سه وجهي و به شدت تيغ دار، و در رديف هاي منظمي قرار گرفته اند. پوزه طويل تر از عرض آن ميباشد. سر از بالا حالت زاويه دار دارد. انگشتان زيكزاكي دارند.

زيستگاه: اين تاكسون غالبا در مناطق مسكوني ديده ميشود و به جكوي خانگي مشهور است. زيستگاه اصلي اين تاكسون در طبيعت ميباشد و در نواحي جنگلي، غير جنگلي و دشتي داراي پراكنده شده است.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون به دليل شب زي بودن با ديگر تاكسون هاي شب زي مانند Asaccus elisae همپوشاني زيستگاهي دارد.

رفتار: فعاليت اين تاکسون محدود به غروب، شب و اوايل صبح میگردد. بر اساس مشاهدات صورت گرفته جكوي خانگي در مناطق مسكوني حركت سريعي دارند، اين در حالي است كه جكوي خانگي در طبيعت در هنگام شب حركتي آهسته دارند. دم اين تاكسون به راحتي كنده ميشود. در روز به شكاف ديوار ها يا آجرها رفته يا اينكه در خانه ها پشت وسايل آشپزخانه، رختخواب ها و يا مكان هاي مناسب براي مخفي شدن رفته و تمام روز را در آنجا گذرانده.

به دليل زندگي مشترك با انسان داستان هاي عجيب و غريب زيادي را براي اين تاكسون ذكر كرده اند از جمله اين داستان ها سمي بودن اين تاكسون و عامل قتل برخي خانواده ها در نواحي مختلف ايران (كه استان لرستان نيز روايات زيادي را ذكر ميكنند). به قول برخی از اهالي منطقه (برخي روستا ها كه شخصا با آنها صحبت نموده) ماجراي سمي بودن را اينگونه ذكر ميكنند: زمان درست نمودن غذا اين مارمولك به داخل غذا افتاده و خانواده پس از صرف غذا كشته شده اند. اين ادعا ها نميتواند درست باسد چرا كه اين تاكسون سمي نيست و تا كنون سمي كه در بدن اين جانور وجود داسته باشد كشف نشده، اين ادعا ميتواند از سيماي عجيب اين تاكسون بر گرفته شده باشد چرا كه چشمان اين مارمولك بر خلاف ديگر تاكسون های روز فعال عمودي ميباشد و دمشان به راحتي هر چه تمام كنده ميشود.  برای غیر سمی بودن این جانور فعالیتهای زیادی اجرا شده (ترکی 1383) و با افرادی که این گونه را بی رویه به دلیل سمی بودن میکشند صحیت نموده. اما متاسفانه فایده چندانی نداشته.

شكارگران: برخي عقرب ها همچون Buthotus schach و Buthotus saulcyi كه در زيستگاه تاكسون داراي پراكنش فراواني هستند شكارگرانی مهم برای اين تاكسون محسوب ميشوند. بارها مشاهده شده است كه جكوي هاي شب فعال را نيش زده و زنده زنده ميخورند.

تغذيه: در مناطق مسكوني هنگام غروب آفتاب يا شب هنگام كنار مكان هایی كه نور چراغ دارد قرار می گیرند و حشراتي كه كنار نور می آیند را میخورند. ديده شده است كه از تخم سوسك حمام تغذيه کرده.

پراكنش جهاني: تركيه، مصر، سينا، عراق، ايران، عربستان صعودي، عمان، اتيوپي، اريتره، سودان، هند، پاكستان، اردن، افقانستان و ايالات متحده به طرف تكزاس اين تاكسون پراكنده شده است (Conant & Collins 1991; Anderson, 1999) .
تراتايپ تاكسون در سينا Sinai ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون در اكثر نقاط ايران پراكنده شده است (Schleich, 1977; Anderson, 1999) .

پراكنش در لرستان: در تمامي نقاط استان اين تاكسون پراكنده شده است.

 

2-3-3-4: گونه (ANDERSON 1973)  Carinatogecko aspratilis

مترادف ها:

Bunopus aspratilis- ANDERSON 1973
Carinatogecko aspratilis - ROSLER 2000

جكوي ايراني

مورفولوژي: اكثر پولكهاي بدن به شدت شاخي شده. سطح پشتي هتروژنوس ميباشد. در شب رنگ تاكسون به شدت تيره میگردد. اما نمونه هايي كه در روز از پناهگاه بيرون آورده ايم رنگ آنها پس از مدتي روشن شده. اين تاكسون هنگام شب در اكثر موارد رنگي كاملا سياه داشته به طوري كه با چراغ قوه به سختي ميتوان آن را تشخیص نمود.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون با سوسمارهاي زير داراي همپوشاني زيستگاهي است:

Laudakia nupta, Ophisops elegans, Cyrtopodion scabrum, Euprepis auratus

زيستگاه: مركز استان در نواحي جنگلي پراکنده شده اند اما در شمال استان در مناطق كوهستاني فاقد جنگل پراکنده اند.

رفتار: اين تاكسون همانند ديگر تاكسون ها شب زي ميباشند.

شكارگران: در نواحي شمالي استان مشاهده شده است كه عقرب Buthotus saulcyi تاكسون را شكار كرده.

تغذيه: حشرات دو بال كوچك منبع غذايي مهمی براي اين تاكسون ميباشند.

پراكنش جهاني: جنوب غربي ايران (Anderson, 1973 and 1999; Rosler, 2000).

پراكنش در فلات ايران: جنوب غربي ايران (فارس).

پراكنش در لرستان: در دو ناحيه در شمال استان و مركز استان پراكنده شده است.

2-3-3-6: گونه Tropiocolotes helenae (NIKOLSKY 1907)  

Microgecko helenae NIKOLSKY 1907
Microgecko helenae - WERNER 1936
Tropiocolotes helenae - MERTENS 1956
Microgecko helenae - ANDERSON 1961
Microgecko helenae - ANDERSON 1963
Tropiocolotes helenae - MINTON 1962
Microgecko helenae – GUIB1996
Microgecko helenae - KLUGE 1967
Tropiocolotes helenae - MINTON, ANDERSON & ANDERSON 1970
Microgecko helenae - TUCK 1970
Microgecko helenae - KLUGE 1993
Tropiocolotes helenae - FRYNTA et al. 1997
Tropiocolotes (Microgecko) helenae - RSLER 2000

 

مورفولوژي: واجد 5 الي 7 باند عرض در سطح پشتي. بين كشاله ران و زير بغل بيش از 48 پولك دارند. دم واجد 6 الي 7 باند عرضي يا فاقد باند هاي عرضي. اندازه از پوزه تا مخرج بين 17 تا 28 ميلي متر است. رنگ تاكسون قهوهاي ميباشد و باندهاي سطح پشتي تيره تر ميباشد. اين تاكسون در زمستان بسيار پر رنگ و قشنگ ميباشد و در تابستان رنگ تاكسون بسيار روشن و جذاب ميگردد.

زيستگاه:اين تاكسون در نواحي جنگلي (در نواحي مركزي استان) و در نواحي تپه ماهوري (در نواحي جنوبي استان) داراي زيستگاه است.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون با جكوهاي ديگر همچون Asaccus elisae و Cyrtopodion scabrum داراي همپوشاني است.  

رفتار: اين تاكسون شب زي ميباشد و هنگام غروب يا اوايل صبح ميتوان اين تاكسون را در طبيعت در حال فعاليت زيستي مشاهده نمود. در روز ميتوان اين تاكسون را بين تخته سنگ هاي روي هم افتاده مشاهده نمود، اين تاكسون زير سنگ هايي كه با خاك مسقيم در ارتباط است پنهان نمی شود. تمام مشاهدات صورت گرفته نشان داد که این گونه بين تخته سنگها و شكاف سنگ ها پنهان میگردد. با گرفتن نمونه هاي اين تاكسون دم خود را پس از مدتي از دست داده. اين تاكسون ها دم خود را در نزديكي مخرج قطع ميكنند.

شكارگران: برخي عقرب ها همچون  Hemiscorpius lepturus,  Buthotus saulcyi و

 Buthotus schach كه در زيستگاه تاكسون داراي پراكنش فراواني هستند از عوامل مهم شكارگر اين تاكسون محسوب ميشوند و بارها مشاهده شده است كه جكوي هاي شب فعال را نيش زده و زنده زنده ميخورند. در نواحي جنوبي استان مشاهده شده است كه عقرب Mesobuthus eupeus اين تاكسون را شكار و خورده.

تغذيه: مشاهدات فضله و مشاهده مستقيم نشان داد که اين تاكسون حشرات دو بال شبگرد را شکار میکند. همچنين كيتين هضم نشده مورچه هاي قرمز كوچك در فضله این تاکسون مشاهده شده است.

پراكنش جهاني: اندميك زاگرس. پراكنش دو زير گونه محدود به زاگرس مياني و جنوبي ايران ميباشد. ركورد اين تاكسون در پاكستان توسط Khan نفي شده است (Khan, 2002, 2004, Anderson, 1999).

پراكنش در فلات ايران: زاگرس مركزي به طرف قسمتهاي فوقاني زاگرس جنوبي، به خصوص  جلگه خوزستان.

پراكنش در لرستان: در شهرستان هاي خرم آباد، كوهدشت و پلدختر داراي پراكندگي است.

اين تاكسون داراي دو زير گونه ميباشد:

 

Microgecko helenae fasciatus (SCHMIDTLER & SCHMIDTLER 1972)
Microgecko helenae helenae NIKOLSKY 1907

 

به دلیل اهمیت این تاکسون بررسی بیشتر ایت تاکسون و گونه های دیگر این جنس در فلات ایران و جهان، در فصل سوم توصیحاتی کاملتر داده خواهد شد.

 

 

2-3-4: خانواده اسكينك ها             Family: Scincidae

از اين خانواده چهار تاكسون در استان لرستان پراكنده شده است. سه گونه از جنس Mabuya و يك گونه از جنس Ablepharus. بر اساس مطالعات جديد جنس Mabuya از نظر تاكسو نوميكي دچار تغييرات زيادي شده است. برخي بر اين باورند كه جنس مابويا را بايستي به دو جنس و سه گونه تقسيم بندي نمود، برخي ديگر بر اين باورند كه جنس مابويا دو جنس و دو گونه ميباشد و يا اينكه برخي ديگر بر اين باورند كه همان جنس مابويا با دو گونه میباشد (e.g. Greer & Nussbaum, 2000; Mausfeld &   Schmitz 2003). در هر صورت در اينجا لازم دانسته كه ما نيز جنس مابويا را به دو جنس Eutropis و Euprepis بياوريم. از جنس Eutropis گونه E. vittatus  در استان لرستان پراكنده است و از جنس Euprepis دو گونه E. auratus  و E. septemtaeniatus  پراكنده ميباشند. از جنس Ablepharus گونه A. pannonicus در استان لرستان پراكندگي دارد.

 

 

2-3-4-1: گونه   (LINNAEUS 1758) Euprepis auratus

مترادف ها:

Lacerta aurata LINNAEUS 1758
Mabuya aurata - ANDERSSON 1900
Mabuya aurata aurata - MERTENS 1924
Euprepes affinis DE FILIPPI 1865 (fide SMITH 1935)
Mabuya aurata - SMITH 1935

Mabuya transcaucasica CHERNOV 1926
Mabuya aurata - ENGELMANN et al 1993
Mabuya aurata - GREER & NUSSBAUM 2000
Euprepis auratus - MAUSFELD & SCHMITZ 2003

 

مورفولوژي: فلس هاي ناحيه گلويي و شكمي بين 48 الي 59 عدد است. نوارهاي روشن همچون Eutropis vittatus   ندارند. ناحيه سر كوچك و از ناحيه گردن متمايز نميباشد، از اين نظر مانند مارهاي كور(جنس Eryx) ميباشد. پولك پوزه اي با پولك پيشاني در تماس ميباشد و فلس هاي بالاي بيني مانع این اتصال نیستند. خالهاي كدر در اطراف بدن دارند، همچنین چهار باند طولي منقطع در سطح پشتي دارند. رنگ آميزي اين تاكسون در نواحي جنگلي و ارتفاعات كدر تر از نواحي دشتي و كوهپايه اي است.

زيستگاه: در زيستگاه هاي متنوع از جمله نواحي كوهستاني واجد جنگل يا فاقد جنگل و نواحي دشتي پراكنده شده اند.

همپوشاني زيستگاهي: با اكثر تاكسون هاي سوسمار همپوشاني زيستگاهي دارد.

رفتار: حركت اين تاكسون منحصر به فرد ميباشد، یعنی به محض دیدن دشمن حرکتی سریع دارد، سپس به طور ناگهانی می ایستد. به نظر ميرسد از انسان زياد نميترسد. اما گرفتن آن كار تقريبا مشكلي است چرا كه بدني لغزنده دارد.

شكارگران: اكثر تاكسون هاي مختلف مار با چثه متوسط و بزرگ اين تاكسون را شكار ميكنند.

تغذيه: اين تاكسون از بندپايان تغذيه مینماید.

پراكنش جهاني: ارمنستان، نخجوان، به طرف حاشيه هاي ايران تا جنوب تركمنستان، ايران و احتمالا شمال غرب افقانستان (Leviton et al, 1992; Anderson 1999).

پراكنش در فلات ايران: شمال و شمال غرب و غرب ايران به طرف نواحي مركزي و جنوبي ايران (Anderson, 1999).

پراكنش در لرستان: در اكثر نقاط استان ميتوان اين گونه را پيدا نمود.

2-3-4-2: گونه (REUSS 1834) Euprepis septemtaeniatus

Euprepis septemtaeniatus REUSS 1834
Euprepes septemtaeniatus - DUM
ةRIL & BIBRON 1839
Mubuia [sic] septemtaeniata - BOULENGER 1887
Euprepes massauensis - HEMPRICH & EHRENBERG in TORNIER 1899
Mabouia septemtaeniata - PRACTER 1921
Mabuya aurata septemtaeniata - SCHMIDT 1939
Mabuya septemtaeniata - KHALAF 1961
Mabuya aurata septemtaeniata - ENGELMANN et al. 1993
Euprepis septemtaeniatus - MAUSFELD et al. 2002
Trachylepis aurata septemtaeniata - BAUER 2004

مابوياي طلايي علفزاز

از اين تاكسون نمونه هاي كمي جمع آوري شده. فلس هاي ناحيه گلويي و شكمي بين 58 تا 65 عدد، فلس هاي دور بدن بين 27 الي 30 عدد. نوارهاي روشن همچون Eutropis vittatus   ندارند. ناحيه سر كوچك و از ناحيه گردن متمايز نميباشد، از اين نظر مانند مارهاي كور(جنس Eryx) ميباشد. پولك پوزه اي با پولك پيشاني در تماس نميباشد و فلس هاي بالاي بيني مانع این اتصال ميشود. چهار باند طولي در ناحيه پشتي دارند كه در ابتدا به هم متصل بوده و لي به طرف نواحي عقبي بدن اين پيوستگي در خطوط مشاهده نميشود و حالت منقطعي پيدا ميكنند. رنگ بدن در این تاكسون كاهي مات ميباشد، و در نگاه اول ميتوان اين تاكسون را شناسايي نمود. ذكر اين نكته مهم ميباشد كه اندازه تاكسون هاي مشاهده شده كمتر از اندازه گونه Euprepis auratus ميباشد.

زيستگاه: در استان لرستان در يك ناحيه مطالعاتي توانسته ايم اين تاكسون را مشاهده نماييم، اين تاكسون در 10 كيلومتري جنوب شرقي شهر پلدختر در نواحي دشتي ديده ميشود.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون با Ophisops elegans  داراي همپوشاني زيستگاهي است. با تاكسون هاي مار مانند Coluber karelinii واجد همپوشاني زيستگاهي است.

رفتار: حركت اين تاكسون بسيار تند و زرنگ ميباشد برعكس گونه Euprepis auratus كه حركتي تند و کند دارد.

شكارگران: با توجه به همپوشاني اين تاكسون با مار  Coluber karelini ، احتمالا اين مار شكار گر خوبي براي اين تاكسون باشد.

تغذيه: در مورد تغذيه اين تاكسون متاسفانه نتوانسته مطالعه اي انجام دهم. اما مانند اكثر تاكسون هاي سوسمار داراي رژيم غذايي حشره خواري ميباشد.

پراكنش جهاني: مناطق پست عراق، جنوب و جنوب غربي ايران، شمال شرقي عربستان صعودي، بحرين، شمال عمان، اريتره (Leviton et al, 1992; Anderson, 1999).

تراتايپ اين تاكسون در اريتره ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون در برخي نواحي جنوب و جنوب غربي ايران (جلگه خوزستان)  پراكنده ميباشد (Anderson, 1999).

پراكنش در لرستان: فقط در يك ناحيه مطالعاتي در جنوب شهرستان پلدختر مشاهده شده است.


2-3-4-3: گونه Eutropis vittatus (OLIVIER 1804)

مترادف ها:

Scincus vittatus OLIVIER 1804
Euprepes olivieri DUMةRIL & BIBRON 1839

Hermites vittatus - GRAY 1845
Euprepes (Euprepis) Libanoticus PETERS 1864
Euprepes vittatus - PETERS 1864
Euprepes vittatus - PETERS 1867

Euprepes vittatus - PETERS 1874

Euprepes vittatus - PETERS 1878
Euprepes vittatus - PETERS 1882

Euprepes vittatus - BTTGER 1885
Mabuia vittata -BOULENGER 1887

Mabuia vittata - BOULENGER 1920
Mabuya vittata - BUDACK 1973
Mabuya vittata - SCHLEICH, KSTLE & KABISCH 1996
Mabuya vittata - GREER et al. 2000
Eutropis vittatus - MAUSFELD et al. 2002
Mabuya vittata - BONETTI 2002

 

مابوياي افسار شده

اين تاكسون فاقد زير گونه است.

مورفولوژي: فلس هاي آهيانه اي در عقب بين آهيانه اي با هم تماس دارند. ناحيه پشتي تاكسون داراي سه خط طولي ممتد تا دم ميباشد رنگ اين خطوط روشن.

زيستگاه: نواحي تپه ماهور جنوب غربي استان در شهرستان پلدختر.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون با Laudakia nupta و Ophisops elegans واجد همپوشانی زيستگاهي است. با تاكسون هاي مار مانند Coluber karelinii واجد همپوشاني زيستگاهي است.

رفتار: حركت اين تاكسون بسيار سريع ميباشد. و به محض مشاهده خطر به پناهگاه خود در زير سنگها وارد شده.

شكارگران: بر اساس تشريح نمونه هاي مار صيد شده، Coluber karelini اين تاكسون را شكار نموده.

تغذيه: حشرات، ملخ ها و مورچه ها رژيم غذايي تاكسون را تشكيل داده.

پراكنش جهاني: تركيه، شمال شرق تركيه، تونس، شمال مصر، قبرس، جنوب غربي سوريه، اسرائيل، لبنان، عراق و غرب ايران (Leviton et al, 1992; Anderson, 1999).

تراتايپ تاكسون در مصر ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: غرب فلات ايران (Anderson, 1999).

پراكنش در لرستان: نواحي جنوبي استان لرستان در جنوب غربي شهرستان پلدختر.

 

2-3-4-4: گونه Ablepharus pannonicus FITZINGER 1823

Synonyms:

Scincus pannonicus FITZINGER 1823
Ablepharus pannonicus FITZINGER 1824
Riopa rueppelli GRAY 1839 (fide MERTENS 1922)
Blepharosteres agilis STOLICZKA 1872

Ablepharus pusillus BLANFORD 1874

Ablepharus brandti STRAUCH 1868
Ablepharus brandti - BOULENGER 1887
Ablepharus pannonicus - BOULENGER 1888
Ablepharus festae PERACCA 1894
Ablepharus pannonicus - SMITH 1935
Ablepharus brandti festae SCHMIDT 1939
Ablepharus kitaibelii fitzingeri MERTENS 1952
Ablepharus pannonicus - GREER 1974

Ablepharus pannonicus - DAS 1996

 

اسكينگ آسيايي چشم ماري

اين تاكسون فاقد زير گونه است.

مورفولوژي: پلك اين تاكسون غير متحرك است و شبيه مار ميباشد به همين دليل به آن اسكينك آسيايي چسم ماري گويند. پولك هاي بدني شفاف است. بدن دوكي شكل است، ودم آن در انتها باريك ميگردد. دست و پا كوچك ميباشد به طوري كه زمان حركت به نظر شبيه مار است.

زيستگاه: اين تاكسون در نواحي كوهستاني فاقد جنگل، نواحي كوهستاني واجد جنگل و نواحي دشتي پراكنده شده است. اين تاكسون در زير سنگهاي كوچك پنهان شده.

همپوشاني زيستگاهي: اين تاكسون با ديگر تاكسون هايي كه در استان داراي پراكنش هستند همپوشاني دارد.       

رفتار: در نگاه اول حركتي شبيه به مار دارد. اما با بررسي بيشتر متوجه خواهيم شد كه دست و پا دارد. حركت مار مانند اين تاكسون به دلیل دم دراز و فاصله زیاد بين دو اندام است. با گرفتن نمونه هاي اين تاكسون دم خود را سريع قطع ميكنند.

شكارگران: بر اسا مشاهدات صورت گرفته در طبيعت، شكار گران اين تاكسون مارهاي Eirenis collaris, Rhynchocalamus melanocephalus و مارهاي جواني همچون تاكسون هاي Psammophis schokari و Macrovipera lebetina و به ويژه Malpolon monospesolanus. اما ديده شده كه پرندگاني همچون فنچ از اين تاكسون تغذيه نموده. عقرب هايي همچون Buthotus saulcyi و Buthotus schach نيز در حال خوردن اين تاكسون ديده شده اند.

تغذيه: حشرات كوچك، لارو برخي حشرات، عنكبوتهاي جوان كوچك.

پراكنش جهاني: گرجستان، جنوب تركمنستان، جنوب تاجيكستان، ازبكستان، قرقيزستان، غرب آذرباييجان، شرق گرجستان، ايران، عراق، عمان، افغانستان، پاكستان، اردن، سوريه، شمال غرب هند و قبرس (Leviton et al, 1992; Anderson, 1999).

تراتايپ تاكسون در بخارا ميباشد.

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون در شمال و غرب ايران پراكنده شده است (Anderson, 1999).

پراكنش در لرستان: اين تاكسون در اكثر نقاط استان پراكنده شده است.



2-3-5: خانواده سوسمارهاي مانيتوري             Family: Varanidae

از اين خانواده يك جنس وجود دارد. اين جنس در ايران پراكنده شده است. در فلات ايران دو گونه وجود دارد: Varanus bengalensis در جنوب شرقي فلات ايران و Varanus griseus در داخل فلات ايران. در استان لرستان گونه Varanus griseus پراكنده است. كه در زير به بررسي آن مي پردازيم.

 

2-3-5-1: گونه Varanus griseus (DAUDIN 1803)
مترادف ها:

Tupinambis griseus DAUDIN 1803
Varanus scincus MERREM 1820
Tupinambis arenarius GEOFFROY 1827
Varanus terrestris SCHINZ 1834
Varanus arenarius - DUMƒRIL & BIBRON 1836
Psammosaurus terrestris - RABL-R†CKHARD 1881
Varanus griseus - BOULENGER 1885
Varanus griseus - BOULENGER 1887
Psammosaurus arabicus HEMPRICH & EHRENBERG 1899
Psammosaurus griseus - SIXTA 1900
Varanus (Psammosaurus) griseus - MERTENS 1942
Varanus griseus griseus - DE LISLE 1996

Varanus griseus caspius (EICHWALD 1831)
Psammosaurus caspius EICHWALD 1831
Varanus caspius - GRAY 1845
Varanus griseus caspius - ANDERSON 1963
Varanus griseus caspius - NILSON & ANDREN 1981
Varanus griseus caspius - DE LISLE 1996

Varanus griseus koniecznyi (MERTENS 1954)
Varanus ornatus CARLLEYLE 1869
Varanus griseus koniecznyi MERTENS 1954
Varanus griseus koniecznyi - DE LISLE 1996

مانيتور بياباني

به دليل در معرض خطر بودن و حفاظت اين گونه جمع آوري از اين نمونه را انجام نداده. از طرفي ديگر در طي سفرهاي متمادي كه به نقاط مختلف استان داشته فقط در دو ناحيه توانسته اين تاكسون را مشاهده نماييم. محل اول در شهرستان نورآباد نزديك مهراب كوه در نواحي جنگلي (جنگل هاي بلوط) و محل دوم بخش طرحان شهرستان كوهدشت (نواحي غير جنگلي). نمونه هاي مشاهده شده جوان ميباشند و الگوي بدني آنها با افراد بالغ متفاوت است. حركت نمونه هاي جوان مشاهده شده متوسط ميباشد، و زبان خود را پي در پي بيرون مي آوردند.

پراكنش جهاني: تركيه، مراكش، الجزيره، تونس، ليبي، مصر، اسرائيل، سوريه، لبنان، عراق، نواحي عربي، عمان، تركمنستان، قزاقستان،ازبكستان، تاجيكستان، قرقيزستان، غرب صحرا، موريتاني، مالي، نيجريه، چاد، سودان، افغانستان، ايران، پاكستان و شمال غربي هند.

تراتايپ تاكسون در Dardsha، حاشيه درياي خزر ميباشد (De Lisle, 1996; Bayless, 2002; Tsellarius et al 1991).

پراكنش در فلات ايران: اين تاكسون از زاگرس به طرف شرق ايران پراكنده شده است.

اين تاكسون داراي سه زير گونه به شرح زير ميباشد:

Varanus griseus griseus (DAUDIN 1803)
Varanus griseus caspius (EICHWALD 1831)
Varanus griseus koniecznyi MERTENS 1954

 

 

فرهنگ ترکی

مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده-دوزیست شناسی

 

 

 
89954 visitors (200150 hits) on this page!
=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=